السيد محمد حسين الطهراني
223
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
بايد بگوئيم : اصل ولايت و خلافت و امامت مخدوش است ؟ ! اگر گفتيم : حضرت محمّد بن عبد الله صلّى الله عليه و آله و سلّم با وحى مُنزَل از سوى پروردگار ربّ العزّة آخرين پيامبر است ، آيا ميتوانيم بگوئيم : اين سخن موقعى قابل قبول است كه جميع يهود و نصارى آن را بپذيرند ، و چون نپذيرفتهاند و اينك در جهان ميليونها ضدّ اسلام موجود است پس بنابراين اسلام آخرين دين نيست ؟ ! و پيامبر اكرم خاتم رسل نيستند ! ؟ كلام استوار ، گفتارى است كه بر اصل برهان و اوّليّات پيريزى شود اصولًا اين حرف چه معنى دارد كه كسى بگويد : سخن هر چه باشد ، وقتى صحيح است كه همه بالفعل آن را بپذيرند ؟ اين حرف نادرست است به تمام معنى الكلمه از نادرستى . بلكه سخن وقتى صحيح است كه قابل پذيرش باشد ، و بر اساس مقدّمات برهانى و اوّليّات و مسلّمات و بديهيّات و امثالها پى ريزى شود . در آنصورت صحيح است و استوار ؛ خواه كسى بپذيرد و يا نپذيرد . سخن درست در عالم بسيار بوده است و كسى نپذيرفته است . زيرا پذيرش بايد از روى حسن عقيده و صفاى شنونده و ادراك و تعقّل او بدان مطلب باشد ، و گرنه نميپذيرد . آيا آنچه را كه اشاعره و يا بسيارى از متكلّمين و محدّثين در اين باب گفتهاند و كتب را پر كردهاند ، درست است ؟ ! سيّد الشّهداء بر حقّ است گرچه سرش را شهر به شهر بگردانند و محفلىِ بزم شراب يزيد كنند ، و امروز هم در عربستان سعودى كتاب به نام « حقآئق أمير المؤمنين يزيد » بنويسند و در مدارسشان درس بدهند . بنابراين ، كلام استوار و راستين گفتارى است كه بر اصل برهان قويم و بيّنه الهى باشد . اين مقدّمات برهانى بشر را الزام به قبول مىكند و در محكمه عدل محكوم مينمايد ، و ابداً ربطى به پذيرش يا عدم پذيرش فعلى ندارد . بنابراين